این چند وقتی که کلاب عضو شدم حالم بیشتر از دنیا و آدمهاش بهم میخوره، نه اینکه خودم خیلی پاک و قدیسه باشم، نه

ولی حس میکنم دنیا قبلن رنگای بهتری داشت

چه‌مجازی چه حقیقی، آدمها نمیدونن چی میخوان از زندگی

رومهای کلاب هاوس منو یاد بعضی پاساژها میندازه که یه تعداد دختر و پسر جمع شدن واسه شوخی و متلک انداختن به هم

نکته جالبتر اینکه ساعت ۳ و ۴ صبح هم که بیای توی رومها بچرخی باز هم کلی آدم هستن که نصف شب در حال بازی های گروهی هستن، بعضیا هم مشخصه نمیتونن ببند صحبت کنن و با صدای اروم و درگوشی حرف میزنن، یکی نیست بگه مگه مجبوری اخه؟

یه تعداد مافیا بازی میکنن، یه تعداد یه سری بازی که حقیقتش سر در نیاوردم چی هست اصلن و چه معنی داره

در کنار همه اینا رومهای خوب هم پیدا میشه و مورد علاقه من هم هستن، یه شب تا حدود صبح موندم‌ و به حرفها گوش دادم، خیلی خوب بود برخلاف بقیه گروههایی که دیدم، توی این گروه هر نوع بی ادبی ممنوع بود.

گروه در مورد روح و مطالب این شکلی بود و هر کدوم از افراد حاضر میتونستن از تجربیاتشون بگن و مدیرای گروه هم اطلاعات جالبی داشتن و جواب بعضی سوالات منم پیدا شد

یه مشکل بزرگ کلاب اینه که هیچ نوع متن و کامنتی در کار نیست، کاش چت متنی هم داشت، اینکه سوالی داشته باشی و مجبوری صحبت کنی خیلی واسه من جذاب نیست و ترجیح میدم بمونم ساکت و فقط گوش بدم.

نکته ای که واسم جالبه محیط به این مسخرگی واسه اینکه زودتر سر زبونا بیفته و همه دنبال لینک دعوتش باشن از چه روش هوشمندانه ای استفاده کرد.

خوراک ما ایرانی ها هم که سرک کشیدن توی هر محیطی هست که سخت تر راهمون بدن و یا منعمون‌ کنن (اینکه میگم استثنا هم نداریم فقط هر کی در یه زمینه ای شاید فعال باشه که دیگری نیست وگرنه همه از یه قماشیم و نمیشه با انکار کردن این موضوع خودمونو توجیه کنیم)



تاريخ : شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰ | 16:36 | نویسنده : نرگس |