انقدر پر از حرفم که زبونم بند اومده
بارها و بارها توی ذهنم مرور میکنم چیزایی که دلم میخواد بگم و یا حتا بنویسم ولی مدام روی همش یه پاک کن میکشم و ...
به عبارتی ترجیح میدم ننویسم شاید چون گوشی برای شنیدن و فهمی برای درک کردن پیدا نمیشه و این چیزا حکم کیمیا پیدا کرده ...
اصلن گیریم یه طومار بنویسم چه فایده داره؟
از بچگی بارها و بارها به ما میگفتن زمان حکم طلا رو داره ولی این روزا بخاطر خوندن یه خط مطلب و یا یه پرداخت ساده بانکی که تهش نیم ساعت وقت آدم رو میگرفت باید گاهی ساعتها با فیلترشکن سر و کله بزنیم، به چه جرمی ؟
بهای این همه زمان که در روز هدر میره، بعلاوه اعصابهایی که داغون میشه کی میده؟
اما اونهایی که تا اوضاع به وفق مرادشون نیست مردم رو همه جوره تحت فشار میذارن این نکته رودر نظر نگرفتن که توی محدودیت ها همیشه راههای بهتری پیدا میشه و البته انگیزه های بالاتر برای رسیدن به اهداف
کتابهای زیادی بود که سالها بخاطر پرسه زدن الکی توی نت وقت نمیشد بخونم ولی این چندماه فرصت شد که توی خیلی از کارهام یه بازنگری داشته باشم و وقت بیشتری رو به خودم اختصاص بدم و کارهای مورد علاقه م
آقایونی که به خیال خودتون قدرت رو در دست دارید و یکه تازی میکنید، این کار شما هم فقط و فقط تحت اراده خداوند و برای بیداری و آگاهی مردم بوده و لاغیر...
شما هم وسیله هستید برای اینکه این دوران موقع بیداری نسل بشر از خواب چند هزار ساله س
امیدوارم شما هم بزودی بیدار بشید و جز بیدار شدگان قرار بگیرید
به امید بیداری همه فرزندان آدم
پ ن : هیچ چیز اونطوری که بنظر میاد نیست
تاريخ : سه شنبه ۶ دی ۱۴۰۱ | 3:16 | نویسنده : نرگس |

